ـ
 
انـجـمـن تـحصــیلکردگــان لـــر
پایگاهـی جـهت همـبسـتگی قوم لـــر
درباره وبلاگ


شناسنامه و شرح وظایف انجمن:
انجمن تحصیلکردگان لر انجمنی با رویکردی فرهنگی اجتماعی است که توسط گروهی از دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی مناطق مختلف ایران اداره می شود. هیئت تحریریه نشریه این انجمن از استانهای خوزستان، اصفهان، فارس، قزوین، گیلان، تهران، کهگیلویه و بویر احمد، لرستان، همدان و ایلام می باشند.
انجمن تحصیلکردگان لر هیچگونه وابستگی سیاسی، مالی و حمایتی از هر نوع متصور به سازمانها، نهادها، احزاب و جریانات سیاسی، اشخاص و ارگان های دولتی و غیردولتی ندارد.
این انجمن بنا بر موازین قانون و شرع مبین و با اعتقاد راسخ و قلبی به برادری و برابری همه انسانها از هر قوم و رنگ و زبان، برای پیشرفت همه جانبه مردمان لر به عنوان بخشی عظیم از شهروندان جمهوری اسلامی ایران و دفاع قانونی و مشروع از هویت، حیثیت، شرافت، زبان، فرهنگ، تاریخ و منافع مادی و معنوی مردمان نجیب لر و همچنین همکاری و تعامل سازنده و احترام محور با سایر اقوام و فرهنگ ها فعالیت می کند.
امید است که همه با هم ضمن احترام و ادب به هویت، حیثیت و شرافت و حقوق گوناگون یکدیگر و با تأکید بر برادری و برابری و اجتناب از رجحان و تبعیض، در راستای پربارسازی فرهنگ میهن اسلامی و پیشرفت ایران عزیز پویا و کوشا باشیم.
بدون شک، نام این انجمن دلالت بر حصر تحصیلکردگان لر که میلیونها نفر از قوم چندین میلیونی و بزرگ لر را تشکیل می دهند ندارد. اعضای این انجمن در کنار دیگر گروههای تحصیلکردگان لر صدای قانونی و مشروع تحصیلکردگان دلسوز لر را می رسانند.
در پایان، یادآور می شود که انجمن تحصیلکردگان لر هرگونه توهین، تحقیر و بی احترامی صریح و تلویحی به اقوام را مخالفت و بی اعتنایی به کلام نورانی خداوند، حقوق مترقی مدنی و شهروندی، و خلاف دیانت، تمدن، فرهنگ، ادب و انسانیت به شمار می آورد.

مدیر وبلاگ : مسعود سیفی/دره شهر

متن غزل فارسي خواجه حافظ

برگردان لري مينجايي


شراب بی غش و ساقی خوش دو دام رهند

شراؤ پالسَــہ ؤ بہركن خۈ دو برتلہ رئِن


که زیرکان جهان از کمندشان نرهند

كہ رنبازيا دونيا ز برتلشو نجئِن


من ارچه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه

مہٍ هرچن عاشقم ؤ رنباز ؤ مس ؤ ریسیا


هزار شکر که یاران شهر بی گنهند

هزار شكر كہ هُمقطارون شہرم، ری اِسبئن


جفا نه پیشه درویشی است و نه راهروی

جؤر ؤ جفا نہ كار دؤريشہ نہ كار رَوَني


بیار باده که این سالکان نه مرد رهند

مژاك بيار كہ ائ رہَتوركن­يا نہ پيا رئِن


مبین حقیرگدایان عشق را که این قوم

سہِڸ نكُو حاسکن­يا عشق­نہ كہ ای ڸكوت


شهان بی کمر و خسروان بی کلهند

خداخۈکردیا بئ کلاؤ ؤ بئ قئ ون شائِن


بهوش باش که هنگام باد استغنا

حاواس جم بۈ كہ وخت باي دؤلہ مني


هزار خرمن طاعت به نیم جو ننهند

هزار رکاتِ بنہ­یی­ن وه نصمہ جؤئ ندئِن


مکن که کوکبه دلبری شکسته شود

نہِڸ چنو قُورپِ ڸئڸ بازی  بشكيَہ ­


چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند

كہ نؤكريا ورفلیکن ؤ وردسيا  بجئِن


غلام همت دردی کشان یکرنگم

نؤكر خيرت  جؤرکش­یا یہ رنگم


نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند

نہ او گَڸ كہ دئزجومہ ؤ دل سئِن


قدم منه به خرابات جز به شرط ادب

گوم ننئ و خراؤتخونہ مر وه شرط ادؤ


که سالکان درش محرمان پادشهند

كہ رہَتوركن­يا درش هومراز پاتشايہن


جناب عشق بلند است همتی حافظ

بنار عشق بلنگہ خيرتئ كو حافظ


که عاشقان ، ره بی همتان به خود ندهند

كہ عاشقو،كڸ بئ خيرت وهٍ خوشو نمئِن


جهت دسترسی به توضیحات و دانلود این شعر به صورت pdf اینجا را کلیک کنید





نوع مطلب :اشعار لری
برچسب ها :
پیوندها
امکانات جانبی





Powered by WebGozar

 
 
مترجم : سايت ميـــراث